بورس

تحلیل بنیادی و تکنیکال

تحلیل در بورس

🔸 چارچوب تحلیل و سهم بنیادی
برای انتخاب یک سهم بنیادی سرمایه‌گذار ابتدا اقتصاد کشور و اقتصاد جهانی را تجزیه و تحلیل می­‌کند تا بتواند زمان مناسب ورود را تشخیص دهد. سپس به تحلیل صنایع می‌پردازد تا بیابد کدام بخش دارای چشم اندازهای آتی مناسبی برای سرمایه­ گذاری است و در گام آخر، اگر فرد بدین نتیجه رسد که زمان ورود مناسب است و صنایع مناسبی در اقتصاد فعالیت دارند به تحلیل شرکت‌های مربوط می‌پردازد. تحلیل اساسی در راستای انتخاب سهم بنیادی در سطح یک شرکت شامل تحلیل عوامل اصلی مالی از جمله سودآوری شرکت را برای تعیین ارزش ذاتی هست. این متغیرها شامل فروش، استهلاک، حاشیه سود، منابع مالی، نرخ مالیات، گردش دارایی‌ها است. گام بعدی در جهت انتخاب سهم بنیادی می‌تواند شامل سنجش جایگاه رقابتی شرکت در صنعت مربوطه، سطح تکنولوژی، کیفیت مدیریت، رقابت خارجی و … باشد. تعدادی از این عوامل تحت کنترل خود شرکت است که باید در انتخاب سهم بنیادی مورد توجه قرار گیرد و به صورت اجمالی به آن‌ها اشاره می‌کنیم.

🔸سودآوری
قطعا بهترین عامل برتری یک سهم میزان سودآوری آن است. سود را از چند جهت می‌توان بررسی کرد:

۱️⃣ از نظر درآمد
۲️⃣ بر اساس فروش
۳️⃣ بر اساس دارایی
۴️⃣ بر اساس حقوق صاحبان سهام

هرچقدر سودآوری یک شرکت بالاتر باشد قطعا در اولویت انتخاب سهام بنیادی ما قرار خواهد گرفت.

 

🔸ثبات سود آوری
توجه به سود در یک سال، الزاما مبنای درستی برای تصمیم‌گیری نیست چرا که ممکن است سود ادامه دار نباشد؛ بنابراین باید در انتخاب سهام بنیادی به معیار ثبات سودآوری توجه شود.

🔸نسبت سود تقسیمی‌هر سهم
باید توجه داشت که این نسبت نباید در کوتاه مدت مورد توجه قرار گیرد و باید در بلندمدت بررسی گردد و روند بلندمدت آن آیتم مهمی‌در انتخاب سهام بنیادی هست.

🔸نسبت E/P و P/E هر سهم
این نسبت‌ها مبلغ سود به ازای ارزش اسمی‌سهام را نشان می‌دهد. در واقع برای مقایسه شرکت‌ها با یکدیگر رقم سود نسبت به قیمت بازار را مورد بررسی قرار می‌دهیم؛ و میزان پایین‌تر به عنوان یک امتیاز برای انتخاب سهام بنیادی در نظر گرفته می­‌شود.
🔸ساختار تامین مالی شرکت
ساختار تامین مالی شرکت که شامل بدهی‌ها، حقوق صاحبان سهام است تاثیر زیادی در عملکرد و سود سازی شرکت دارد لذا توجه به ساختار تامین مالی و ترکیب‌بندی آن در انتخاب سهام بنیادی بسیار مهم هست.

🔸جهت و تاریخ پرداخت سود سهام
هرچه سود نقدی هر سهم سریع‌تر پرداخت شود برای سهامداران مفیدتر خواهد بود؛ و در نتیجه سهمی‌با بازه پرداخت سود کوتاه‌تر در اولویت انتخاب سهام بنیادی قرار خواهد داشت.

🔸انتشار مستمر اطلاعات و اخبار
هرچه شرکت دارای اطلاعات شفاف‌تری باشد، افراد با داشتن اطلاعات کافی می‌توانند به راحتی تصمیم‌گیری نمایند بنابراین شرکت‌های شفاف‌تر دارای سهام بنیادی‌تر خواهند بود.

عمر شرکت و میزان استهلاک
هرچه استهلاک ماشین آلات بیشتر باشد قطعا سودآوری شرکت پایین‌تر خواهد بود و در نتیجه از امتیاز سهام بنیادی شرکت کاسته خواهد شد. به طور کلی عوامل بیان شده کیفیت بنیادی یک سهم را مشخص خواهد کرد و به وسیله تحلیل آن‌ها می­‌توان یک سهم بنیادی ارزنده را انتخاب نمود. باید توجه داشت که در روش­‌های تحلیلی ۸۰ درصد اقتصاد بازار مبتنی بر حالات روانی افراد و ۲۰ درصد بر پایه منطق است. در حالی که تحلیل بنیادی وزن منطق را بالاتر در نظر می‌گیرد، ولی به طور کلی اهمیت حالات روانی را نمی‌توان مدنظر قرار نداد و نباید این را فراموش کرد که تحلیل سهم “بیش از آنکه یک علم باشد یک هنر” است و لازم است به صورت تخصصی فراگرفته شود.
🔸ارزش ویژه هر سهم
ارزش ویژه هر سهم نسبت به ارزش اسمی‌سنجیده می­‌شود و هرچه ارزش ویژه از ارزش اسمی‌بیشتر باشد سهام آن شرکت از موقعیت مستحکم تری برخوردار است؛ بنابراین تفاوت ارزش ویژه نسبت به اسمی‌بالاتر امتیاز مثبت درانتخاب سهام بنیادی است.

 

✅ تحلیل بنیادی (Fundamental Analysis)

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال رویکردی برای پیش بینی وضعیت آتی بازارهای مالی بر اساس اخبار و اطلاعات دریافتی از اقتصاد ملی و جهانی، صنعت و صورتهای مالی شرکت‌ها است.

افرادی که از رویکرد بنیادی در تحلیل سهام شرکتها استفاده می‌کنند به دنبال آن هستند تا ارزش واقعی (ذاتی) سهم را براساس عوامل مختلف تعیین کنند.

در تحلیل بنیادی، عوامل مختلفی که بر قیمت سهام شرکتها تاثیر می‌گذارد مورد تحلیل و ارزیابی قرار می‌گیرد.

از جمله این که آیا شرایط ‌کلی برای بازار سهام مناسب است یا نه؟

نرخ تورم تولیدکننده و مصرف کننده در چه وضعیتی است؟

نرخ‌های ‌بهره بانکی در حال افزایش هستند یا کاهش؟

تقاضای داخلی و جهانی برای کالاهای تولیدی شرکت در چه وضعیتی است؟ قیمت جهانی نفت، اونس طلا، فلزات و… به چه صورت در حال تغییر است؟

آیا چشم انداز صنعتی که شرکت در آن حوزه فعالیت می‌کند مثبت و رو به رشد است یا خیر؟

عملکرد مالی شرکت از نظر نسبت‌های مالی مهم مانند نسبت‌های سودآوری، نقدینگی، فعالیت و اهرمی‌چگونه است؟

برای آن که بتوان تحلیل بنیادی صحیحی داشت، نیاز است فرد تحلیلگر شناخت مناسبی از بازار، اقتصاد خرد و کلان، مدیریت مالی، سیاست و صنایع مورد بررسی داشته باشد.

به طور معمول افرادی که با دیدگاه سرمایه گذاری بلندمدت و سهامداری در بازار سرمایه فعالیت دارند، بیشتر از تحلیل بنیادی استفاده می‌کنند.

 

✅ تحلیل تکنیکال (Technical Analysis)

تحلیل تکنیکال رویکردی برای پیش بینی وضعیت آتی بازارهای مالی مبتنی بر مطالعه وضعیت گذشته بازار است.

تحلیل تکنیکال بر چهار فرض اساسی بنیان نهاده شده است . اول این که هر آنچه که در مورد اوراق یا کالای مورد معامله (سهام، ارز، سکه طلا و …) حائز اهمیت می‌باشد، در قیمت آن گنجانده شده است و نیازی به بررسی اخبار و وقایع مربوط به آن نیست.

دوم این که تغییرات قیمت اوراق یا کالای مورد معامله تصادفی نیست، بلکه از روندهای مشخصی پیروی می‌کند که با شناسایی آن روندها، می‌توان قیمت آتی را پیش بینی نمود.

سوم این که در بررسی قیمت اوراق یا کالای مورد معامله، «چگونگی» از «چرایی» بیشتر اهمیت دارد. در تحلیل تکنیکال به جای این که به دنبال آن باشیم بفهمیم چرا قیمت تغییر کرد، می‌خواهیم بدانیم چگونه تغییر می‌کند.

چهارم این که تاریخ خودش را تکرار می‌کند، یعنی روانشناسی جمعی سرمایه گذاران در دوره‌های مختلف، یکسان است بنابراین نوسانات آینده بازار شبیه نوسانات گذشته است.

در تحلیل تکنیکال از مجموعه ای از روش‌های ریاضی و هندسی استفاده می‌شود تا براساس نمودار تغییرات قیمتی اوراق یا کالای مورد معامله، قیمت آن در آینده تخمین زده شود. به دلیل آن که تحلیلگران تکنیکال با نمودار (چارت) سر و کار دارند، به آنها چارتیست نیز گفته می‌شود.

عموماً افرادی از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند که با دیدگاه سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت و میان‌مدت و با هدف کسب سود از نوسانات قیمتی در بازار به فعالیت می‌پردازند.

نمایش بیشتر

محمدرضا عادل خانی

معلم فیزیک / مسؤول سيستم هاي دانش آموزي اداره كل آمورزش و پرورش شهر تهران / فارغ التحصیل کارشناسی فیزیک نظری از دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی 95-91/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده + هفده =

دکمه بازگشت به بالا